رویدادهای اخیر

آمارهای انگیزه بخش یا مسخ کننده مخاطبان کنسرت‌ها

در حاشیه سکوهای افتخارآفرین کمیّت‌ها

آمارهای انگیزه بخش یا مسخ کننده مخاطبان کنسرت‌ها

رسانه نوا - در دنیایی که گردش چرخ اقتصاد برای رسیدن به اهدافی چون توسعه اصل و اساس است، تجارت در همه عرصه ها عامل مهمی برای رونق و شکوفایی دانسته می شود، و از این روجامعه ناگزیر از حضور تجارت در همه مسایل است و حتی نقش آفرین عمده در انگیزه دهی به پویا سازی آن عرصه را در ید کنترل خویش می گیرد و فی النفسه منفی دانسته نمی‌شود.

و از آنجا تجارت که از صنعت تا هنر را درنوردیده؛ ای بسا بازیگر اصلی جریان سازی نیز در کنترل آن است و اینجاست که باید به مساله با دید دیگری نگریست و نگران بود. چراکه تجارت بر هدف منفعت استوار است و رونق بخشی به هر مساله ای و ایجاد اقبال عمومی به آن عامل منفعت آوری است. از این رو وقتی تجارت پیشگان و تهیه کنندگان و سرمایه گزاران در دنیای هنر بالاخص موسیقی وارد می شوند در وهله اول به دنبال ایجاد بازار مصرف و تعریف جدیدی از آن هستند تا با بازتعریف و رونق بخشی به آن، بازگشت منفعت و تجارت خود را تضمین نمایند. و این ممکن نیست مگر با ایجاد شرایط خاص و منحصر به فرد.

به همین دلیل در بازار موسیقی کلماتی چون جدیدترین، پرمخاطب ترین، و تعدادی از این "ترین" ها که نمایانگر کمیّت هستند را رواج می دهند تا از این سکوهای افتخاری که ساخته اند خود را بالا ببرند. غافل از اینکه در بالارفتن ازهر سکوی افتخاری، ابتدا معیار کیفی سنجیده و لحاظ شده تا پس از دست یافتن بدان به سکوی درنوردیده، بتوان افتخار کرد. اما در بازار موسیقی تحت کنترل سرمایه گزاران و تهیه کنندگان، تنها بخش کمّی با هیاهوی زیاد تبلیغ می شود انگار کالایی که تبلغ می شود چیزی در وادی هنر نیست که مستقیما با محتوی و کیفیت سروکار دارد. به بیان واضح تر تبلیغات ناشی از تجارت تنها به بخش کمّی ماجرا بسنده می کند و ان را ارجح بر هر نوع کیفیت نشان می دهند و عملا بخش مهم تر مساله که همان کیفیت است را هیاهوی تبلیغات پنهان می سازند. به همین دلیل به طور مثال وقتی می خواهند برای کنسرتی فضا سازی کنند تا در بازار مصرف مورد انتظار خود، آن را مورد اقبال واقع کنند؛ از دادن آمار تعداد مخاطب کنسرت دریغ نمی ورزند چرا که می دانند انگیزه بخشی آن را برای مصرف کننده، می توانند با ساختن سکوی افتخاری از آمار بالای مخاطب به راحتی ایجاد کرد بدون اینکه به مخاطب اجازه اندکی تفکر و تعقل داده شود و مدام این آمارهای انگیزه بخش (از منظر تبلیغ کننده) به خورد روح و جسم و جان جامعه مصرف باید داده شود تا احیانا از فضای تبلیغاتی کسی دور نماند. مثلا تهیه کننده کنسرت یا برگزار کننده کنسرت «ناگفته های ناظری ها» با اعلام آمار 27000 نفری مخاطب، میزان استقبال را رکوردشکنی خطاب می کند اما دریغ از این که فردی از افراد زیرآماج تبلیغات از او درباره وضعیت نوازندگی، فضای روباز برج میلاد، نامناسب بودن صدا و صدابرداری و استیج آنهم برای 50 ردیف بلیت فروشی شده موردبازخواست قراردهد و یا اصلا بداند در این کنسرت چه چیزی خوانده می شود آیا و یا نمی شود و یا در چه سطحی از کیفیت برگزار می شود؟ و این همان مسخ اصلی است که در سپهر تبلیغات کنسرت گزاران بر روی تبلیغ پذیران اتفاق افتاده است.

دوشنبه, 15 شهریور 1395 14:30

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظرشما به مدیریت انتقال یافت

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

Please publish modules in offcanvas position.