کتاب «باران عشق» ناصر چشم آذر رونمایی شد

با حضور جمعی از اساتید موسیقی وسینما

کتاب «باران عشق» ناصر چشم آذر رونمایی شد

رسانه نوا – کتاب «باران عشق» اثر حسین عصاران با موضوع زندگی نامه و نیم قرن فعالیت هنری ناصر چشم آذر موسیقیدان، آهنگساز پرآوازه ایران با حضور لوریس چکناواریان، محمدسریر ،فرهاد فخرالدینی ،سیروس الوند و اهالی موسیقی در فرهنگ سرای ارسباران رونمایی شد.

دراین مراسم لوریس چکناواریان، فرهاد فخرالدینی، محمدسریر، حمیدرضا نوربخش، سیروس الوند و شاهد احمدلو سخنرانی کردند.

این کتاب، حاصل تلاش‌های شبانه روزی این نویسنده برای جمع آوری زندگی نامه و فعالیت های هنری استاد چشم آذر و تحلیل جریانات حاشیه ای، هنری و موسیقایی ۵۰ سال اخیر، مصاحبه با هنرمندان، کارورزان سینما، موسیقی نظیرداریوش مهرجویی، فرهادفخرالدینی، احمدپژمان، جهانبخش پازوکی، صادق نوجوکی، محمدحیدری و سعید دبیری با بازنگری و نگاهی نو است.

در این برنامه هنرمندان بزرگ دیگری از جمله تورج شعبانخانی، شروین مهاجر، ستار اورکی، علی جعفری پویان و آیدا امیری حضور داشتند.

آلبوم موسیقی «باران عشق» اثر چشم آذر درسال ۱۳۷۳ پس از دوسال تلاش منتشرشد. این اثر در زمان خود با سیل عظیم مخاطبین مواجه شد.

ناصرچشم آذر درسال ۱۳۲۹ درشهراردبیل به دنیا آمد. وی از کودکی موسیقی را نزد پدرش اسماعیل از نوازندگان مشهور آذربایجان فراگرفت و بنا به علاقه ای که به موسیقی آذری داشت، ساز آکاردئون را برگزید و با یادگیری تئوری مقدماتی موسیقی نزد پدر و مطالعه کتب آموزشی از محضر اساتیدی چون مرتضی حنانه، ملک اصلانیان و روح الله خالقی بهره برد. وی سال ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی به آمریکا رفت و به آهنگسازی و تنظیم موسیقی مشغول شد و چندین آلبوم موسیقی بی کلام همچون «شب های تهران» را نیز تصنیف کرد.

این آهنگساز فعالیت حرفه‌ای خود را در موسیقی پاپ در قالب نوازنده سازهای آکاردئون، پیانو و کیبورد در ضبط موسیقی ترانه ها آغازکرد. «ای اشک» اولین کار مستقل وی بود و به زودی به عنوان یک تنظیم کننده صاحب سبک موسیقی ترانه شناخته شد.

ملودی ترانه‌های تهمت، هجرت، زائر، همزبونم باش، خلوت و خدای آسمون ها از این آهنگساز جاودانه شد.

موسیقی فیلم‌های تاراج، اجاره نشین ها، هامون، سمندر، محموله و بانو در سال ۱۳۶۳پس از بازگشت وی به ایران در دوران جنگ ازاو برجا مانده است.

ناصر چشم آذر پیشگام ورود و رواج سازهای الکترونیکی به ایران است  و تلفیق درخشان و هنرمندانه این سازها با موسیقی ایرانی از خدمات ارزنده وی به هنر موسیقی است.

کاندید سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم هامون در هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم های «بلندی های صفر» و «چشم شیطان»، کاندیدسیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم «خواهران غریب» ، سیمرغ بلورین بیستمین جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم «قارچ سمی»، برند بهترین موسیقی فیلم در جشنواره فیلم مالزی برای موسیقی فیلم «خواهران غریب»، کاندید تندیس زرین بهترین موسیقی متن هشتمین دوره جشن خانه سینما برای موسیقی “شمعی درباد” برخی از جوایز این هنرمنداست.

 «عکس از امین یاری | خبرگزاری برنا»

در ابتدا حسن جوهرچی مجری برنامه ضمن تشکر از حضور اساتید، مراسم را با یادی ازاستاد خسروشکیبایی و مازیار دو هنرمند فقید کشورمان آغازکرد.

جوهرچی گفت: به اعتقاد من یکی از واجبات عرصه هنر و فرهنگ، ثبت مکتوب آن است، کاری که دوستان عزیزمان در انتشارات نظام‌الملک به آن همت گماشتند که این بار به سراغ موسیقی آمدند و با همکاری آقای چشم‌آذرعزیز، اثری بسیار شایسته تالیف شد.

خانم شهرزادآذرپور

در ادامه خانم شهرزاد آذرپور مدیرمسئول انتشارات نظام‌الملک با اشاره به اینکه اشاعه موسیقی فاخراز وظایف تمام ناشرین است گفت:استارت این کتاب حدود دو سال پیش خورد . زمانی که آقای عصاران که از دوستان قدیمی بنده هستند موضوع این کتاب را مطرح کردند که ما نیزبسیاراستقبال کردیم. چرا که ایشان یکی از بزرگان تاریخ معاصر موسیقی ما به حساب می آیندوما افتخار می کنیم که توانسته ایم سهمی در انتشار این اثر خوب داشته باشیم.

حسین عصاران

حسین عصاران مولف کتاب باران عشق نیز در ادامه این مراسم ضمن اظهار وجد از استقبال کم نظیر دوستداران ناصر چشم آذر، این کتاب را به جامعه موسیقی و هنردوست ایرانی تقدیم کرد.

وی گفت:زمانی که با این جمعیت روبرو شدم جواب سوالی که برایم مطرح شده بود را گرفتم.اینکه آیا آثار یک هنرمند از شخصیت وی جداست که با دیدن عشق این عزیزان به استاد چشم آذر متوجه این رابطه مستقیم شدم. یاد خاطره‌ای افتادم.

خدمت آقای چشم‌آذر رسیدم و گفتم استاد!لطف کنید دستخط یا نوشته ای برای شروع کتاب به من بدهید.ایشان پشت کیبورد نشستند و حدود ۲ دقیقه‌ یک قطعه ازموسیقی را نواختند. درست درآن لحظه‌هایی که موسیقی بافت ملودیک خودش را پیدا می‌کرد ، آقای چشم‌آذر کاغذی را برداشتند و نوشتند و به من دادند. متنش این بود: «موسیقی زندگی من است و باران عشق زمزمه آن؛ به یاد پدرم که دست مرا به ساز رساند و تقدیم به همسر و دختر نازنینم که وجودشان باور عشق است»

افتخار می‌کنم که در خدمتتان بودم و افتخار می‌کنم که این کار را تقدیم شما شد و امیدوارم مسیری که ما آغاز کردیم توسط دیگر دوستان فرهنگی ادامه پیدا کند. ازهنرمندان عزیزهم خواهش می‌کنم اجازه بدهند تا زندگی هنری‌شان ثبت شود. ما به شما آهنگسازان عزیز، روسفیدان تاریخ که در گذر زمان هیچ گردی بر آثار شما ننشسته و دم به دم بر جلای آن افزوده شده احتیاج داریم . در آخراجازه دهید این پیام را از جانب دوست عزیزم که به ناچار در غربت نشسته است برایتان بخوانم.

«درود بر ناصر چشم‌آذر، هنرمند و دوست مهربان. تو نطفه عشق را که در آموزشگاه خانه کودکی در سرت کاشته شد، خردورزانه با یاری ورزش عشق به زایش باران عشق رساندی‌اش. دانستی و نشان دادی که بهترین یاور خلاقیت‌های هنرمندانه به ویژه در موسیقی ناب، یعنی در موسیقی بی‌کلام ، توانایی عشق ورزیدن به انسان است. تو با باران عشق، ورزشگاهی برای عشق ورزیدن آفریدی، راهی برای گوهر عشق را در یافتن فریاد کردی. بستری برای رسیدن به عشق عمومی و عشق به انسان هدایت کرده‌ای. با نگاه، گلباران تو می‌توانست پاسخ مناسبی به باران عشق باشد که من ناتوان از انجام آن، تنها با تکیه به بهانه مشت نمونه خلوار، به یک گل بسنده می‌کنم. پذیرا باش. باشد تا بارش‌های پی در پی و همواره زیبایی چون باران عشق به فرمان سرودست تو گلبارانی در بهارزایی خزان‌زدگانمان باشد. بدرود یار بهار شیدایان، اسفندیار منفردزاده

لوریس چکناواریان

از دیگر سخنرانان این مراسم، آهنگساز بزرگ لوریس چکناواریان بود.وی ضمن اظهار خوشحالی از حضوردر رونمایی کتاب باران عشق گفت:ما در دوره دوستی خود با چشم آذر متوجه خیلی ازمسائل و موارد نشدیم و این کتاب مارا وارد زندگی زیبای ناصر خواهد کرد.

موسیقی زبان خداوند است.معمایی به وسعت اقیانوس که در این اقیانوس جزیره ای بسیار زیبا به نام ناصر چشم‌آذر وجود دارد. واقعا باران عشق یکی از قطعات خیلی زیبایی است که من شنیدم.ای کاش این ملودی برای من بود. همیشه سلامت و خوب باشید. همیشه این ملودی‌های زیبا را بنویسید و عشق را زنده نگه دارید، چون تا عشق زنده است ما زنده‌ایم.

استاد فرهاد فخر‌الدینی

از دیگر بزرگان حاضر در جمع استاد فخرالدینی بود که دقایقی در مورد ناصرچشم آذر صحبت کرد.فخرالدینی با اشاره به خاطرات گذشته خود و چشم آذر افزود:من قبل از اینکه با ناصر چشم‌آذر آشنا شوم، پدر ایشان را می شناختم. جوانی ۱۰-۱۵ ساله بودند که در محفلی که پدرم داشت، هنرمند دور هم جمع می‌شدند از شعر و موسیقی با هم حرف می‌زدند. یکی از هنرمندانی که واقعا از نزدیک سازش را شنیدم و دیدم چقدر زیبا و با حس می‌نوازد، اسماعیل چشم‌آذر پدربزرگوار ناصر چشم‌آذر بود. بعدا که خودم رهبر ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون شدم، از نزدیک با خود ناصر آشنا شدم. چند کار آورده بودند با ارکستر اجرا کرد و آنجا دیدم که چه جوان باذوقی است و چه ملودی‌های زیبایی خلق کرده است. گفتن ندارد، در موسیقی حرف اول را ملودی می‌زند. دانستن هارمونی برای ارکستراسیون لازم است. ولی آنچه که به دل انسان می‌نشیند، در درجه اول تاثیری است که آن ملودی دارد و آن است که آدم آن ارتباط را بین آهنگ‌ساز و خودش احساس می‌کند و به آن ارج می‌گذارد.

 چگونه یک ملودی به وجود می‌آید! باید یک ذات خلاقه و یک نیروی آفرینش وجود داشته باشد تا یک اثر خوب به وجود بیاید. دانستن علوم موسیقی لازم است . هارمونی را ، ارکستراسیون را و فرم‌های مختلف موسیقی  را بشناسد. در شعر هم همین طور است، دانستن فنونی که برای شعر لازم است، خب! داریم کسانی را که به اصول عروض و شعر آشنایی کامل دارند. استاد دانشگاه هستند، ولی در زندگی خودشان هرگز نتوانستند یک بیت شعر بگویند. چگونه است ، کسی که هیچ آگاهی و آشنایی به فنون ندارد، به یکباره شاعر و آهنگساز می شود. این یک موهبت الهی است. برای بعضی هست و برای بعضی نیست.

من در آثار ناصر چشم‌آذر عزیز این نیرویی را می‌بینم که در کمتر کسی دیده می شود.همین نیرو است که آثارش را متفاوت می کند. برایشان آرزوی سلامتی می‌کنم، امیدوارم همیشه در خلق آثار زیبای موسیقی موفق باشند و شنوندگان خودشان را بهره‌مند کنند. ممنون ناصرجان، دوستت هم داریم.

دکترمحمد سریر

دکتر سریر، آهنگسازبزرگ دیگری بود که به خاطر ناصر چشم آذر در این رونمایی حاضر شده بود.

محمد سریرسخنش را اینگونه آغاز کرد. مرور بر فعالیت‌ها و خلاقیت‌های هنری هنرمندان که به عمر کاری آنها برمی‌گردد، خیلی ساده نیست و اساسا تعاریف جاری در جامعه ما با توجه به سلایق مختلفی که وجود دارد کاررا سخت‌تر می‌کند.

ناصر عزیز را من از اوایل دهه ۴۰ بیشتر شناختم. البته با پدر گرامی ایشان در رادیو آشنایی داشتم، ولی اوایل دهه ۴۰ آزمونی بود که هرساله در مدارس هنرمندان شرکت می‌کردند .نفرات برتر به رقابت های استانی و سپس کشوری معرفی می شدند. ناصر هم شرکت کرد، آن موقع دبیرستان می‌رفت.

چیزی که خیلی مهم است، ناصر کارش رابا تکیه بر استعداد و تلاش شبانه روزی جلو برد. هر چقدر بیشتر فکر می کنم این سوال برایم مطرح می شود که آیا ناصر و آثارش را همه می‌شناسند. متاسفانه خیلی از کارها هست که دوستان نمی‌ٔدانند ساخته ی آقای چشم‌آذر است. قطعا بعضی‌ها از قبل و در جوانی چشم آذر ساخته شده است.سریر با اشاره به کمرنگ شدن موسیقی خوب در جامعه اظهار امیدواری کرد که ناصر چشم آذر دوباره دست به خلق چنین آثار گران بهایی بزند.

حمیدرضا نوربخش

در ادامه حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ضمن تشکر از دست اندرکاران برگزاری این مراسم گفت: استاد ناصرچشم‌آذر عزیز را سالیان درازی است که همه ما می شناسیم. از سنین خیلی کم با آثارشان بودیم و زندگی کردیم و خاطره داریم. بنده سالیان متوالی است که افتخار دارم خدمت خودشان عرض ارادت داشته باشم و به دوستی‌شان افتخار می‌کنم.

خیلی خوشحالم که این اتفاق خوب افتاده است و بخشی از حافظه تاریخی هنری موسیقایی ما در حال رقم ‌خوردن است.

باید به همه گردآورندگان این اثر نفیس و ماندگار تبریک گفت و باید آرزو کرد که این گونه آثار در جامعه هنری زیاد شود تا همه بهره‌مند شوند.هنرمندان دوگونه‌اند؛‌ یک بخشی که هنر را می‌آموزند و می‌آموزانند و در یک قالب و چارچوب خاصی حرکت می‌کنند،‌ یک عده هنرمندان هستند که اینها گوهر و جانمایه‌ای از عشق و شیدایی در وجودشان است و آن در آثارشان هویداست و اینها در هیچ قالب و چارچوبی نمی‌گنجند. ناصر چشم‌آذر از کسانی است که این شوریدگی و شیدایی در وجود هست ودر همه آثارش متبلور است.

همه اینها مزیت‌ّهایی است که از آن ناصر چشم‌آذر ساخته شده است. باید برایش آرزوی سلامتی بکنیم و امیدوار باشیم که همچنان وجود نازنینش سالم باشد و پر از موسیقی و پر از عشق.

سیروس الوند

سیروس الوند کارگردان نام آشنای سینما و تلویزیون سخنان خود را با خواندن شعری نو آغاز کرد.

بازی چلچله‌های ز سفرآمده باز

سبزی سینه دشت

نفس خرم باد

بوی میلاد علف

ناشناسی که فراز آمده از شهر نیاز

همه گویند بهار آمده باز

همه گویند ولی قصه من ز همه قصه جداست

تو بیا تا که بهار آید باز

سابقه دوستی و آشنایی من با ناصر چشم‌آذر بیشتر سوءسابقه است (با خنده). نکته‌ای که برایم خیلی خوشایند است این است که ناصر در زمان حیاتش دارد قدر می‌بیند، برایش مجلس گرفته می‌شود، برایش کتاب درمی‌آید وهمچنین بزرگداشت و این خیلی خوب است. من فکر می‌کنم جامعه ایران یک چنین چیزهایی به پرویز یاحقی ، به مهندس همایون خرم و به خیلی‌ از اساتید دیگر بدهکار است. خوشحالم که ناصر زنده، سرپا، سرحال و قبراق و افراشته است و ما دور هم جمع شدیم، می‌بوسیمش و در مورد او صحبت می کنیم.

من سعادت این را داشته‌ام که موسیقی ۶ فیلم سینمایی، سه فیلم سینمایی تلویزیونی و یک مجموعه پانزده قسمتی سریال را ناصر نوشت و ساخت. از نظر من فیلم خوب، فیلمی است که راز دارد. زمانی که اثر هنری راز داشته باشد آن پیوند آسمانی اتفاق می‌افتد که ما از الهام به وحی می‌رسیم. به همین دلیل می‌گویند هنرمندان ادامه پیامبرانند. به همین دلیل است که استاد چکناواریان می‌گوید موسیقی زبان خداوند است. موسیقی راز را می سازد، دست ما را می گیرد و به عالم دیگری می برد.

شاهد احمدلو

شاهد احمدلو کارگردان جوان وخوش ذوق سینما پس از قرار گرفتن در جایگاه صحبتش را با خواندن مطلبی از سوی خواهرش شیرین،همسر ناصر چشم آذر شروع کرد.

این نوشته خواهرم است برای شماست:

با سلام و عرض ادب خدمت حضار عزیز و بزرگان این سرزمین که گرمای وجود شما، اکنون باعث انگیزه و امید است. همیشه منتظر کتابی بودم تا در مورد همسرم و به شرح آثار و احوالش بپردازد. امروز با انتشار آن، انتظار من به افق نشست. و این مرهون همت آقای حسین عصاران دوست عزیزو انتشارات نظام‌الملک است که معرفت و مهر ایشان در طول این سه سال در ذهنم به شدت ریشه دوانید. از مجموعه این کتاب، رسیدن به معرفت عشق را دریافت و درک کردم که آن هم مدیون حضور هنرمندان بزرگ، شریف، معتمد دل و حرف‌ّهایشان در این مجموعه است. حالا در کنار شما جلوه عشق را احساس می‌کنم که آن حقیقت دوست داشتن زندگی است. با آرزوی رسیدن به صلح و آشتی در جهان، برای همه مردم دنیا “شیرین احمدلو”

شاهد احمدلودلیل حضورش را اینگونه بیان می کند:دلیل اینکه اینجا هستم فقط اجرای بخشی از هویت و زندگی من است که همه‌اش در بودن و ماندن خلاصه می‌شود. حسی که از «تاراج» شروع شد. چون اولین موسیقی فیلمی بود که بعد از شنیدنش سودای کارگردانی برای من خیال شد. با «ای ایران» شکل گرفت چون صدای سرزمین مادری‌ام را برایش سرود خواندم. چون من یکی از سرودخوان‌های فیلم «ای ایران» آقای ناصر تقوایی بودم که آقای چشم‌آذر موسیقی‌اش را ساخته بودند. «باران عشق» به آن اوج داد چون عشق را برای وسوسه و زمزمه نفس‌هایمان به ارمغان آورد. و موسیقی فیلم‌های خودم که تمام اشتراکات سینمایی‌ام را رقم زده است. مثل «چند می‌گیری گریه کنی؟» من نمی‌توانم نباشم. نمی‌توانم عاشق ناصر چشم‌آذر نباشم. نمی‌توانم چون هیچ چیز، جز یک زندگی خوشحال و موسیقیایی میان ما نبوده و نیست. پس راهی جز بودن ندارم. چون ماندگاری می‌خواهد که البته بلدم. من ماندگاری را از «باران عشق» یاد گرفتم. آرزوی سال‌های سال جاودانگی‌اش را به رخ خدا و دنیا می‌کشم. دوستت دارم.

استاد ناصر چشم‌آذر

 سخت است، نه سلام کردن. سلام رحمت خداست، سلامتی می‌آورد. برای من سخت است که در حضور اساتیدی مثل استاد فخرالدینی، استاد چکناواریان، استاد گنجه‌ای، استاد هراتی و دکتر سریر صحبت کنم! از چه می‌خواهم بگویم؟

سال ۷۱ که دست به ترکیب باران عشق زدم، از خدا خواستم که کاری بسازم که متفاوت باشد؛ چنانچه که در کارهای قبلی‌ام تنظیم‌ها‌یم و ملودی هایم نباشد. اینجا لازم است که بگویم همه ما تحت تاثیر یکدیگریم، به هر صورتی که هستیم. اما بعد از این تاثیر چه اتفاقی باید بیفتد که تقلید و کپی نباشد.

باران عشق را تحت تاثیر الهامات درونی ،حس غریزی،با ایده و طراحی جدید با تجربیاتی که داشتم شروع کردم.

هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این آلبوم و ساخته ی من، کارش به جایی بکشد که بعد از دو دهه هنوز هم مخاطب داشته باشد وبه فروش برسد. این اتفاق را به هیچ قدرت، تاثیر و به هیچ حوزه‌ای بدهکار نیستم جز لطف شما و مردم شریف ایران.

خوشحالم ازاینکه دوست عزیزم حسین عصاران و خانم آذرپور گرانقدر دغدغه های دوران سپری شده من را جمع آوری و منتشر کردند.

در پایان این مراسم از استاد ناصر چشم آذر به پاس سالها تلاش برای اعتلای موسیقی کشوران، تقدیروتجلیل به عمل آمد.

بدون دیدگاه