از مینیمال تا راک در تریلر روانی «نگار»

بررسی موسیقی فیلم «نگار» در گفتگو با کریستف رضاعی؛

از مینیمال تا راک در تریلر روانی «نگار»

رسانه نوا – کریستف رضاعی آهنگساز مطرح موسیقی فیلم است که سال گذشته در جشنواره فیلم فجر توانست سرانجام پس چند دوره کاندید شدن برای اولین بار برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن شود. او سال گذشته با ساخت موسیقی فیلم نگار به کارگردانی رامد جوان در جشنواره کاندید شده بود و این بار در این موسیقی تجربیات متفاوتی نسبت به گذشته داشت.

موسیقی فیلم نگار پر از فراز و فرود است و در این فیلم آهنگساز تلاش کرده تا همراه با جوش و خروش های فیلم در موسیقی هم به هرسمتی برود. این مسئله موسیقی این فیلم را وارد سبک‌های مختلفی کرده است که آهنگساز را به فضاهای بکری رسانده که برای خودش هم بسیار هیجان انگیز بوده است. در ادامه گفتگو با کریستف رضاعی درباره موسیقی متن فیلم نگار را می خوانید.

در ابتدا از شروع پروسه ساخت موسیقی فیلم نگار بگویید؛ چگونه پیشنهاد ساخت موسیقی این فیلم به شما داده شد و مواجهه با سناریو چگونه بود؟

من چند ماه پیش از ساخت فیلم سناریو را خواندم و گفتگوهایی با آقای جوان داشتم. بعد از آن اتفاقات کاری برای من افتاد و آقای جوان هم به سرعت کار را می خواستند که تصمیم گرفتیم باهم همکاری نداشته باشیم. بعد از من هم شخص دیگری روی موسیقی این فیلم کار کرد که به نتیجه نرسید و حدودا دو ماه و نیم پیش از آغاز جشنواره فیلم فجر؛ بار دیگر آقای جوان سراغ من آمدند و آن زمان هم من کاری برای موسیقی فیلم نداشتم. برای همین هم پیشنهاد ایشان را قبول کردم و چون ارادت خاصی به رامبد دارم و دوستان قدیمی هم هستیم خیلی دوست داشتم در این فیلم همکاری کنم از سوی دیگر هم خیلی فیلم را دوست داشتم.

من معتقدم برای اینکه وارد پروژه و ذهنیت کارگردان شوید، مرحله پیش از ساخت موسیقی فیلم بسیار مهم است. شما باید بدانید که وارد پروژه ای می شوید که کارگردان همه چیز آن را می داند و این اختلاف شناخت باید از بین برود تا بتوانید با کارگردان همراه شوید. در نتیجه برای درک متقابل آهنگساز و کارگردان باید وقت بگذارید و بخش مهمی از این ماجرا پیش از پروسه ساخت موسیقی فیلم است.

پس شاید این موضوع که شما از قبل سناریو را خوانده بودید کمک کرد تا ذهنیت درست تری درباره موسیقی متن این فیلم داشته باشید.

بله البته خیلی دور بود چون کمی سناریو از آن زمان تغییر کرده بود ولی به هرحال اتفاق خوبی بود. من زمانی موسیقی فیلم را شروع کردم که فیلم تقریبا به اتمام رسیده بود. البته ما در قسمت صداگذاری کار سختی داشتیم ولی خوشبختانه با تماشای فیلم توانستم ذهنیت بسیار بهتری درباره موسیقی فیلم پیدا کنم.

اولین ایده‌ای که باعث شروع ساخت موسیقی این فیلم شد، چه بود؟

با تماشای فیلم سریع متوجه شدم پرسوناژ اصلی نگار است و همه چیز بهانه‌ای است تا شخصیت نگار محور فیلم باشد. این شخصیتی که خانمی دارای شخصیت خشن و خاصی‌ است مرا به فکر کاراکتری مثل کاراکتر نیکیتا انداخت. موسیقی این فیلم بسیار وابسته به شخصیت نگار بود و چالشی که من داشتم معماهای فیلم بود که به تدریج برای مخاطب رو می شد اما موسیقی نباید پیش از فیلم راوی حل معماها می‌بود برای همین، ابتدا سعی کردم فضاهایی مرموز و عجیب و غریب را ایجاد کنم.

درباره حضور پیر بارانژه در پروسه ساخت موسیقی این فیلم بگویید.

دوست فرانسوی من برای کریسمس به ایران آمده بود و ابتدا قرار بود ما به سفر برویم ولی بعد که این کار پیش آمد، حضور این دوست هم، کاری شد و فقط به او گفتم با سازش بیاید. از همان زمان هم به خاصیت های افکتیو ساز فلوت فکر می کردم و فکر کردم از توانایی های افکتیو این ساز برای ایجاد فضاهای عجیب استفاده شود. 

این پارادوکسی هم که به واسطه فلوت روی بیت ها ایجاد شده بود خیلی جذاب بود.

بیت‌ها بیشتر برای صحنه های اکشن بود و زهی هم رویس رویس موسیقی فیلم است. من در کمبود وقتی که داشتم فکر خاص تری برای ارکستراسیون نداشتم اما محور اصلی فلوت شد که نقش محوری روی فضا های عجیب و غریب دارد.

یعنی به نوعی فلوت شخصیت نگار بود؟

دقیقا هم نگار هم پدر. چون توی فیلم هم در جایی پدر و دختر با هم حرف می زنند و دیالوگی هست که می گوید من توام و تو منی. برای همین ساز فلوت دقیقا در موسیقی به نوعی شخصیت نگار و پدرش است.

وقتی الان موسیقی را بدون فیلم شنیدیم، من کاملا فضاهای فیلم را حس می کردم و به نظرم موسیقی این فیلم خیلی همراه با خود فیلم تصویر می ساخت. تا چه حد این فضاسازی‌ها ذهنیت شما بود و تا چه حد حاصل گفتگو با رامبد جوان بود؟

ما خیلی با آقای جوان درباره موسیقی این فیلم صحبت می‌کردیم، اما بعد از حرف های اولیه آقای جوان درگیر شدند و من در این مدت از گفته های ایشان فضاهای خودم را گرفتم و خوشبختانه خیلی با هم هماهنگ بودیم. این ذهنیتی که از طرف من بود خوشبختانه با موسیقی که رامبد دوست داشت برای این فیلم همراه شده بود. در طول این مدت هم هیچ موسیقی نبود که از نو ساخته شود و ما تلاش می کردیم که تصحیح کنیم.

برگردیم به نقش فلوت در موسیقی این فیلم. ما در این موسیقی چند شخصیت مختلف از ساز فلوت می‌بینیم. چقدر این مسئله در همراهی با کاراکتر فیلم بود؟

ساز فلوت با ظرافتی که دارد، توانسته ظرافت این شخصیت را به وجود آورد. در این فیلم داستانی عاشقانه وجود دارد و در عین حال کاراکتر نگار گاهی خیلی خشن با مسائل برخورد می کند. در واقع فلوت سه شخصیت و اتمسفر مختلف ایجاد می کند. ما فضاهای عاشقانه، مرموز و فضایی درباره درگیری های ذهنی شخصیت نگار را به واسطه فلوت در موسیقی به وجود آوردیم.

نگار فیلمی اکشن بود و فیلم اژدها وارد می‌شود در عرصه موسیقی به آثار پر التهابی مثل موسیقی فیلم نگار نزدیک می شد. چه تجربه ای از فیلم اژدها وارد می‌شود تا فیلم نگار داشتید؟

آنچه در موسیقی فیلم نگار دوست داشتم انتخاب ساز فلوت بود که استفاده از آن کار ساده ای هم نیست. موسیقی فیلم باید در خدمت فیلم باشد و نباید با قدرت زیادی وارد شود و بالاتر از فیلم قرار بگیرد. برای همین ما تلاش کردیم از ملودی های ساده استفاده کنیم تا پیچیدگی خاصی نداشته باشد.

این فیلم یک تریلر روانی است و اکشن هم زیاد دارد البته موسیقی این فیلم مثل صحنه‌ها اکشن نیست چون صحنه‌ها آن‌قدر خوب درآمد، که اصلا نیازی به حمایت موسیقی برای ایجاد فضا نیست. در این فیلم موسیقی می تواند شباهت هایی به اژدها داشته باشد اما در فیلم نگار موسیقی بیشتر در دل فیلم می رود.

در این فیلم ما از موسیقی مینیمال تا موسیقی الکترونیک و حتی در موسیقی پایانی فیلم در جاهایی به فضاهای موسیقی هارد راک و آلترنتیو راک می‌شنویم. چگونه به این درک رسیدید که روی یک خط صاف حرکت نکنید و مثل فیلم با صحنه ها بالا و پایین بروید.

من فکر می‌کنم لحظه خلق ایده غیرقابل کنترل است. تنها چیزی که می‌دانم و هر روز بیشتر به آن ایمان می‌آورم زمینه ایجاد خلاقیت قبل از نوشتن موسیقی فیلم است. فکر به ایده و حتی اینکه خود را به جای ذهنیت کارگردان قرار دهید نکته مهمی در موسیقی فیلم است. یعنی باید تلاش شود تا شما تبدیل شوید به همان کارگردانی که قطعه به قطعه فیلمش را می داند.

وقتی این مسئله فراهم می شود؛ می توانید مطمئن باشید خلق شما هم در هر نقطه ای در راستای موسیقی فیلم خواهد بود. ما باید در نظر بگیریم که بکر بودن در ذهنمان است اما وقتی وارد فضای موسیقی فیلم می شوید شما با یک فضای بکر طرف نیستید که بخواهید کار خودتان را بکنید و قطعا باید همراه کارگردان شوید. وقتی این همراهی شکل بگیرد، اگر آهنگساز فیلم بتواند سبک های مختلف را بشناسد کارش خیلی راحت تر خواهد بود.

درباره دوئت آخر موسیقی متن فیلم نگار بگویید. این دوئت در عین حال که نسبت تمام قسمت‌های دیگر موسیقی این فیلم تفاوت دارد انگار چکیده ای‌ از تمام آن در دل این دوئت است.

ما سر ضبط فلوت با پیر بارانژه تقریبا ۱۵ روز باهم بودیم و در طول این مدت مدام باهم صحبت و بحث می‌کردیم. وقتی به استودیو رفتیم کمی تست کرد و فلوت باس هم گرفتیم. یک روز ما حدود دو سه ساعت برای ضبط فلوت وقت گذاشتیم و در نهایت افکت های مورد نظر را ضبط کردیم. وقتی این کارها تمام شد دیدم پیر در اتاق نشسته است و هنوز ساز می‌زند من هم در آن لحظه با پیانو همراه ساز او شدم و این اتفاق بداهه محض بود. ساز او خیلی مینیمال و عجیب بود و من هم با پیانو جوابش را دادم که در نهایت حدود ۴ دقیقه شد. ما وقتی فردای آن روز دیدیم که چقدر به فضای فیلم می‌نشیند، درحالی که موزیکی بود که برای هیچ صحنه ای نوشته نشده بود. این بداهه مطلق با ذهنیت این چندین روز همنشینی و چند ساعت ضبط شکل گرفت که ما هم این موسیقی را برای صحنه آخر فیلم گذاشتیم. البته ما موسیقی ۴ دقیقه ای را کوتاه کردیم.

من فکر می‌کنم شنیدن موسیقی تاثیر بسیاری روی کار یک موزیسین می گذارد. من می‌دانم شما سلیقه وسیعی در موسیقی دارید و به عنوان یک آهنگساز موزیک باز شما را می شناسم. چقدر این مسئله به شما کمک کرده تا بتوانید بی پروا تر موسیقی بسازید.

بله قطعا بسیار مهم و تاثیر گذار است. الان ژانرها و استایل‌ها به قدری زیاد است که واقعا می توان از همه آنها استفاده کرد. من در جوانی سمت موسیقی باروک رفتم ولی از همان زمان تا امروز تلاش کردم تا همه نوع موزیکی گوش دهم. البته شاید این به غیرآکادمیک بودن یادگیری‌ام در موسیقی مربوط می شود.

البته گاهی فکر می‌کنم ای کاش در جوانی زودتر آگاه می‌شدم که می‌خواهم موزیسین باشم. بچه که بودم موسیقی‌هایی می‌شنیدم که خیلی خوب بود یا در دوازده سیزده سالگی برای اجرای کارایان به تالار رودکی رفتم و سمفونی ۵ بتهون را نواخت در سال ۱۹۷۵ اگر قرار است شما موزیسین شوید و بذر موسیقی را در خودتان داشته باشید طبیعتا رشد در چنین فضایی صورت می گیرد.

من موسیقی فیلم را در بیست و پنج شش سالگی در ایران آغاز کردم  و بعد فضاهای مختلفی را در همین زمینه تجربه کردم. از سوی دیگر من در تبلیغات هم توانستم تجربیات خیلی خوبی بدست آورم. ما حدود سیصد موزیک تبلیغاتی ساختیم که بسیار تاثیرگذار بود.

در پایان درباره موسیقی خاص تیتراژ فیلم بگویید.

تیتراژ آخر دو قسمت دارد که یک بخش همان دوئت است که درباره اش حرف زدیم و متصل شد به بخش دوم. بعد از هیجان و خشونت فیلم آقای جوان دوست داشتند فیلم تیتراژی آرام داشته باشد. در طول فیلم هم من به ملودی رسیدم که جا داشت در تیتراژ پایانی طور دیگر مطرح شود. یعنی ملودی صحنه های عاشقانه ما برای آوای پایان آمد.

ما برای استفاده از کلام خوب برای تیتراژ توانستیم از احسان گودرزی عزیز استفاده کنیم. ما در یک مدت کوتاه توانستیم به این شعر برسیم و فکر میکنم آرامش خاصی دارد. ما از موتیف ها و ملودی های کل فیلم در تیتراژ هم استفاده کردیم و چون در موسیقی فیلم ما متریل زیادی نیاز نداشتیم سعی کردیم با تم ها و ملودی ها در محدودیت بازی کنم تا تکرار آن به طور ناخودآگاه باعث شود راحت تر تماشاکر همراه فیلم شود.

بدون دیدگاه