متن آهنگ متروپل از رضا یزدانی

دنیای من یه چهار دیواری، لحظه هام بوی تاج گل میدن دو تا دست بریده از ساعد، منو سمت یه دره هل میدن زندگی واسه کندن میرفتن، این خیابون چقدر تاریکه رد خون مثل سایه باهامه، رو تنم زخم تیغ گزلیکه قلبمو تو الکل انداختم، عشقم لهجه ی قفس داره طرح یه دست سرخ رو پرده است، هنوز این سینه ها نفس داره من تو این سینه های خاک شده، فیلم های پر از جنون دیدم من رفیقای جون جونیمو ، سرد و بی جون توی خون دیدم رو لب تیغ عاشقت بودم، رو لب تیغ زندگی کردیم راهمون از تو خون گذشت اما کاش میشد دوباره برگردیم روی آسفالت لاله زار انگار، یه نفر داره چونه میندازه کی میدونه تو پایتخت امشب، تیغ چند تا ضامن می بازه من هنوز قدیمی ام مثل قهرمانای توی اون فیلما تو که رنگت عوض شده د بگو، پس چرا زجه میزنه دنیا ما کجای زمین خوردیم، که هنوز روی زانو راه میریم خواب هامون رو رگ زدن اما اونقدر زنده ایم که میمیریم کوچه از هر دو سمت بن بسته لکنت رو خط بزن از این فریاد بعد از این دیگه شیر و خط یکیه بعد از این دیگه هرچه باداباد رو لب تیغ عاشقت بودم ، رو لب تیغ زندگی کردیم راهمون از تو خون گذشت اما کاش میشد دوباره برگردیم

کد پخش آنلاین




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *