پیرنگ اثر مهم است/ ترانه سرا باید کاریزمای کلمات را بداند

در کارگاه ترانه افشین مقدم عنوان شد

پیرنگ اثر مهم است/ ترانه سرا باید کاریزمای کلمات را بداند

رسانه نوا – جمعه گذشته جلسه دیگری از دوره جدید کارگاه ترانه افشین مقدم در مکتب تهران برگزار شد.

در ابتدای این جلسه، آلبوم های تازه منتشر شده مورد بحث و بررسی قرار گرفت که از میان آن ها می توان به آلبوم جدید مهدی یراحی اشاره کرد. هنرجویان این کارگاه نکاتی را به نقد کشیدند که در جلسات پیش آموزش دیده‌اند.

افشین مقدم در قسمتی از صحبت‌های خود عنوان کرد: پیرنگ اثر بسیار مهم است و در ترانه باید دلیل اتفاقات در بیت اول مشخص شود. ما با ترانه سراهایی سر و کار داریم که مستقل از خواننده و آهنگساز، کلامشان شخصیت داشت. مثل اردلان سرفراز و ایرج جنتی عطایی. ترانه سراهایی که نمی‌دانند شخصیت مستقل از خواننده یعنی چه و پشت شهرت خواننده قرار می‌گیرند، مشکلاتی در ترانه های خود دارند. به عنوان مثال وقتی شهیار قنبری گفته وقتی که گل در نمیاد سواری این ور نمیاد کوهُ بیابون چی چیه! وقتی که بارون نمیاد ابرِ زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه! آغاز ترانه شما را وارد یک دنیای خاص می‌کند و مشخص است چه چیزی خواهید شنید.

وی ادامه داد: ما در نقد و بررسی باید شرایط روز را در نظر بگیریم و از خودمان بپرسیم نسبت به این اثر چه چیزِ بهتری می شنویم. این نکته را بدانید که وقتی یک خواننده به صحنه ورود می کند و به موفقیت نسبی می رسد، خواننده های دیگری نیز به سبک او نزدیک می شوند. در گذشته ما فرهاد را داشته ایم با یک خوانشِ تاکیدی که فریدون فروغی را در ادامه با سبکی شبیه به فرهاد دیدیم. خواننده های دیگری بوده اند که در ابتدا شبیه به خواننده های دیگر بوده اند و گذر زمان خواننده ها سبک خود را پیدا کردند. در دهه پنجاه خیلی ها یک تم موسیقی را می خواندند و با شخصیت گرفتن ترانه سراها و آهنگسازها اتفاقات تازه ای افتاد. ادبیات شهیار قنبری در ترانه جمعه نبست به دیگر ترانه ها فرق دارد. ضعف یک آهنگساز می تواند این باشد که برای همه به یک شکل اثر تولید کند.

مقدم درباره مسائل روز موسیقی به هنرجویان گفت: بازار امروز موسیقی را اگر عمیق تر نگاه کنیم متوجه می شویم در سطح نگه داشته شده است و به همین دلیل یک لبِ پروتز شده از گفته های صادق هدایت در صفحات مجازی لایک بیشتری دارد. این یک بازی است و که ما و سایت های مختلف و اِلِمان های دیگر مهره های این بازی. این شرایط روی خواننده های بزرگ موسیقی نیز تاثیر می گذارد و آن ها هم ممکن است آثار سطحی تولید کنند. در شرایطی قرار می گیرند که هم تصمیم دارند به نسل جوان نزدیک شوند و هم خودشان را حفظ کنند. سیاست های فرهنگی را افرادی برنامه ریزی می کنند که دستشان در دستان یک سری افراد پولدار است. خط فکری به تهیه کننده داده می شود و طبق آن به دنبال خواننده می رود و به همین دلیل است آقای ایکس کنسرت هایش از مانی رهنما و نیما مسیحا بیشتر است.

پس از صحبت های اولیه افشین مقدم، کارورزان ترانه به ترانه خوانی پرداختند و بخش نقد و بررسی کارگاه شروع شد. از نکات قابل نقد می توان به کاریزما و موسیقی کلمات، تصویرسازی و عاطفه در ترانه اشاره کرد. در میان این بخش از کارگاه، در خصوص تقطیع شعر و ریتم صحبت شد.

پس از شعر خوانی هنرجویان مقدم در خصوص حضورشان در کارگاه ترانه وی با رسانه نوا به گفت و گو نشستند. گفتنی است آشنایی با مختصات ترانه، ورود به حوزه نقد، تغییر در سطح سلیقه، جهان بیتی افشین مقدم و توانایی انتقال اطلاعاتش از نکات حائز اهمیت برای هنرجویان بوده که بعضی از آن ها برای چهارمین بار در این کارگاه شرکت کرده اند.

مثل همیشه این کارگاه حدود یک ساعت بیشتر ادامه پیدا کرد و افشین مقدم در گفت و گوی کوتاه خود با رسانه نوا به بررسی بعضی نکات عنوان شده در کارگاه پرداخت. به گفته وی در یک ترانه باید بیت اول به مخاطب بفهماند چه اتفاقی در ادامه خواهد افتاد. او در پاسخ به این سوال که در بعضی ترانه های موفق که تعدادی از آن ها در دهه پنجاه منتشر شده چنین چیزی وجود ندارد و بیت اول موضوع را بیان نمی کند گفت: ترانه های روایی مد نظر شما است و در آن دهه، زمان یک قطعه طولانی بود و سرعت تمپو پایین تر. مخاطب هم فرق داشته و در حال حاضر به دلیل سرعت بالای ریتم و کم حوصله بودم مخاطب، جنس ترانه هم تغییر کرده است.

وی همچنین در تعریف ترانه، به تعریف شهیار قنبری اشاره کرد و گفت: به نظر من گفته شهیار قنبری بهترین تعریف برای ترانه است. ترانه شکار زمان های از دست رفته با ترانه است که خود را به دیروز، امروز و فردای جهان سنجاق می کنیم. این یک تعریف کامل است که زوایای مختلف زندگی ترانه سرا و مخاطب است. ورود به حوزه های جامعه شناسی، روانشناسی و خصوصا رفتارشناسی از تغییرات امروز ترانه است.

مقدم نکات مختلفی را به صورت موشکافانه به هنرجو منتقل می‌کند و در جواب این سوال که آیا امکان دارد هنرجو ناخودآگاه به مهندسی نزدیک و نزدیک تر شود تا جایی که کوشش بیشتر از جوشش اتفاق بیافتد عنوان کرد: من به بحث جوشش و کوشش در شعر اعتقاد دارم اما در ترانه نه. ترانه سرا کسی است که شاید دو نیمه شب مجبور شود به استودیو رفته و یک قسمت از ترانه را تغییر دهد. در آن زمان جوششی وجود ندارد و به نظر من تفاوتش با شاعر همین است که در لحظه می تواند خلق کند. این یک توانایی است و مهندسی نیست.

بدون دیدگاه